تبليغاتX
آیینه ی من
"در گوشه ی اتاق کوچکم آیینه ای دارم که برایم از دنیای رجاله ها ارزشمندتر است"
 زندگی

در ظلمت بی انتهای شب زیباییها

دلهره ی بی بند و باری در برم میگیرد

با آتشی سوزان در چشمهایم

به روی خوشبختی مینگرم

چند لحظه ترس و نیستی

وبعد

با لبهای خیس و شیرین

لبهای خشک و تشنه ام را نوازش میکند

شرم در چشمان مستش شعله میکشد

بدنم خیس عرق میشود

زندگی را لمس میکنم...

|+| نوشته شده توسط روزبه در دوشنبه 6 آبان1387  |
 
 
بالا